تبليغاتX
دخترک

دخترک

چشمانم را با چشمانت جمع مى بندم تا با آن بنگرم جهان بيکران را

انتظارهامان بی جاست وقتی همه چیز در یک حلقه ی غم انگیز در حال تکرار است. روزهای خالی، خود را هزارها بار در خود ضرب می کنند و بارها و بارها تکرار می شوند. اتفاقات تکراری دیگر نه می توانند بگریانندت نه به خنده بیاندازند. آدم می ماند تا کجا باید پاسخ ندهد. به این تکرار خو می کنیم و در برابر هر تلنگری به تغییر، مقاومت. چگونه
می شود این شیشه ی پر از زهر تکرار را یا سر کشید و دیگر هیچ اندیشه ی آزار دهنده ای به خویش راه نداد و یا آنرا شکست و یکبار برای همیشه، اندیشه های خام درگیر در ذهن و رویاهای مانده در گوشه های دل را رها کرد!

واقعیت، همینی ست که با دست لمس می کنیم، به چشم می بینیم، به گوش می شنویم و با دل درک می کنیم. واقعیت همین است که برای خوشبختی و سعادت همیشه دلیلی موجه لازم است و نمی توان ساعت 6 صبح چشم گشود و بی دلیل به این خالی تکراری لبخند زد و گفت: " آه ! من بی نهایت خوشبختم" باید واقع بین بود و از این دنیای فانتزی بیرون پرید. باید دلیل سعادت را به این تکراری بزرگ کشانید و اگرنه بی این دلایل تکرارنشدنی، به قول شاملو سعادت تنها اتفاقی ست بر حسب تصادف !

نوشته شده در Wed 2 May 2012ساعت 3:2 AM توسط یاسمن|

راه درازی را تا اینجا آمده ام. پستی و بلندی هایی که برایم پیش آمد، آنچه رد کردم و آنچه مرا گیر انداخت. همه ی اینها را فقط خودم می دانم. لحظاتی که در سختی مثل سگهای پیر به هار هار افتادم و نفسم در نمی آمد یا روزهایی که خوش خشک گذراندم. تنها خودم می توانم بگویم چقدر عمر بر من گذشته است. چقدر در تکان های شدید حوادث، تکیده یا چقدر ماهرتر شده ام. اینها را هیچکس نمی تواند بفهمد. تنها ذات طبیعت و خود واقعی ام می بیند و می فهمد.


ادامه مطلب
نوشته شده در Sun 11 Mar 2012ساعت 11:59 PM توسط یاسمن| |

گاه دلتنگ می شوم...دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها...

گوشه ی می نشینم

و حسرت ها را می شمارم

و باختن ها را....

و صدای شکستن را...

نمی دانم من کدام امید را  ناامید کردم

و کدام خواهش را نشنیدم 

و به کدام دلتنگی خندیدم...

که این چنین دلتنگم

نوشته شده در Mon 6 Feb 2012ساعت 8:24 PM توسط یاسمن|


Hellooooo BABY , Happy new yearrrrrrrrrr !
- uh – oh – Hi
Hiiii , Happy 2012 Baaaaaabe ,
- uh well , thank you !
Baby did I wake u ?
- well , no – yes – it`s okk !
aha , okey ,mmmmm well get back to sleep though .
..
Better DAYS baby , Better days
- thank you , you too .
bye
- bye
موهای تن عروسکم می ریزه . حالا همه می دونن دیشب با عروسکم خوابیدم .

ادامه مطلب
نوشته شده در Fri 20 Jan 2012ساعت 7:22 PM توسط یاسمن|


با اتود می نویسم . ورقها بی آنکه بفهمم چه نوشتم و یا بیاد بیاورم چه نوشتم سیاه می شوند . چیزی ته حلقم وول می خورد . احساس می کنم گوشت خورده ام . احساس می کنم ... احساس می کنم ... دستهایم می لرزند . دستهام را قایم می کنم


ادامه مطلب
نوشته شده در Sat 24 Dec 2011ساعت 5:8 PM توسط یاسمن| |

پاییز رنگ چشماهایت است....

هیچ جا به اندازه ی این دانشگاه لعنتی توان این را ندارد که چهره ای من را طوری کند که در مسیر برگشت آدمها با ترحم نگاهم کنند و فکر کنند که تازه خبر مرگ عزیزی را شنیده ام....

هی می نشینی با خودت فکر می کنی.ظهر که به سمت دانشگاه می رفتی این شکلی نبودی؟کمی مشغله ی فکری داشتی؟و نهایتا نگران چند تحقیق و امتحانات بودی.اینها که چهره ی آدم را این شکلی نمی کند و هی به عقب بر می گردی و مثل شرلوک هلمز دنبال سرنخ می گردی که از کی این شکلی شدی...

می دانی هم این سرمای پاییزی هم آدم را این شکلی نمی کند...هوای بهاری در اهواز _آلوده ترین شهر دنیا_و همین طور به تجسس ات ادامه می دهی بلکه به کسی چیزی حرفی گفته ی شنیده ی برسی که اینهمه غم روی دلت گذاشته....
نوشته شده در Sat 26 Nov 2011ساعت 11:7 AM توسط یاسمن|

Aerosmith (i dont want to miss a thing)
نوشته شده در Wed 19 Oct 2011ساعت 2:5 PM توسط یاسمن|

 

زندگی من آرام می گذشت.

اتفاقی نمی افتاد...

تا اینکه سکوتی تمام وجودم را دگرگون کرد!


ادامه مطلب
نوشته شده در Wed 28 Sep 2011ساعت 8:38 AM توسط یاسمن| |

 

-سلام یاسمن خانم  خوبی؟؟

 یاسمن:سلام با یه لبخند مصنوعی بر میگردی میگی خوبم( باور نکن ) حالم خرابه! همین کافیه!

برام دعا کنین!!

من زنده ام...

Im_Alive_-_Celine_Dion

 

نوشته شده در Mon 12 Sep 2011ساعت 0:27 AM توسط یاسمن| |

ربنای _ استاد شجریان

Shajariyan_Rabana

نوشته شده در Wed 3 Aug 2011ساعت 0:16 AM توسط یاسمن|

Design By : Night Melody